![]() |
![]() |
|
| خواب |
|
ای آنکه زنده از نفس توست جان من
آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب
آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها
بنگر طلوع خندهی خورشید بر لبم
با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟
|
|
+ نوشته شده در
87/08/20ساعت 14:51 توسط رضا |
|
|
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن غم را دوباره وارد این ماجرا نکن بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن موهات را ببند دلم را تکان نده در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن من در کنار توست اگر چشم وا کنی خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن امشب برای ماندنمان استخاره کن اما به آیه های بدش اعتنا نکن.... |
|
+ نوشته شده در
87/08/20ساعت 14:50 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
@ با تو ... ستاره ها نورانی ست @ @ دل در قفس نگاه تو زندانی ست @
|
| پیوندهای روزانه |
|
رئوف آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|