تبليغاتX
بی خواب
خواب

كيست اين پنهان مرا در جان و تن كز زبان من همي گويد سخن
اين که گويد از لب من راز کيست بنگريد اين صاحب آواز کيست؟
گويد او چون شاهدی صاحب جمال حسن خود بيند به سر حد کمال
از برای خود نمايی صبح و شام سر برآرد گه ز برزن گه ز بام
با خدنگ غمزه صيد دل کند ديد هر جا طايری بسمل کند
گردنی هر جا درآرد در کمند تا نگويد کس : اسيرانش کم اند
ماسوی آيينه آن رو شــدنــد مظهر آن طلعت دلجو شدند
پس جمال خويش در آيينه ديد روی زيبا ديد و عشق آمد پديد
خوش پريشان با منش گفتارهاست در پريشان گوييش اسرارهاست
کيست اين گويا و شنوا در تنم ؟ باورم يا رب نيايد کاين منــم
پس جمال خويش در آيينه ديد روي زيبا ديد و عشق آمد پديد

+ نوشته شده در  85/01/15ساعت 20:12  توسط رضا | 

خوابو از چشام بگیر مثل همیشه
بگو عمر عاشقی تموم نمیشه
منو با خودت ببر هر جا دلت خواست
دیگه چیزی نمی خوام این آخریشه این آخریشه

تو شریک دردمی تو این زمونه
تو زمونه ای که عشق رنگ خزونه
پرم از حس غریبی که می دونم
مثل بغضه شایدم بدتر از اونه

توی خلوتم ، تو بهترین صدایی
برای نفس کشیدنم هوایی
تورو می شناسه دلم، غریبه نیستی
ساده تر بگم یه حس آشنایی
تو یه تعریف زلالی مثل دریا
فرصتی برای کشف یک معما
تورو می خونم و باور می کنم من
صادقانه با منی همیشه هر جا همیشه هر جا
تو همون راز نگفتی تو سینه
منم اون که با تو دیوونه ترینه
همه جا هر جا که هستی هر جا باشی
چشمای منتظرم تورو می بینه تورو می بینه تورو می بینه

+ نوشته شده در  85/01/15ساعت 20:11  توسط رضا |