تبليغاتX
بی خواب
خواب
هواي حوصله امشب عجيب طوفاني ست
بيا ببين که صدايم هميشه زنداني ست
نگو که لحظه دردي نديدهام اي دوست
که لحظه لحظه دردم هميشه پنهاني ست
تعجبي که ندارد اگرمرد دل پنهاني ست
دراين جماعت کوکي که شکل انساني ست

چرا دلي که زماني پر از شقايق بود
در اين زمانه آهني و گچي و سيماني ست
من از نهايت دردم نگفته ام اما
فقط بدان که نگاهم هميشه باراني ست

+ نوشته شده در  84/08/30ساعت 23:38  توسط رضا | 

همیشه سبز میخشکد
همیشه ساده میبازد
همیشه لشکر اندوه
به قلب ساده میتازد
من آن سبزم که رستن را
تو آخر بردی از یادم
چه ساده هستی خود را
به باد سادگی دادم
به پاس سادگی در عشق
درون خود شکستم زود
دریغا سهم من از عشق
قفس با حجم کوچک بود
درونم ملتهب از عشق
برونم چهره ای دم سرد
ولی از عشق باختن را
غرور من مرمت کرد
به غیر از دوستت دارم
به لب حرفی نشد جاری
ولی غافل که تو
خنجر درون آستین داری
طلوع اولین دیدار
غروب شام آخر بود
سرانجام تو و عشقت
حدیث پشت و خنجر بود

سیاوش

+ نوشته شده در  84/08/30ساعت 23:8  توسط رضا |